من از میثاقی متنفرم!
فوتبال ۳۵۲ – هر ایرانی یک زندگی مخفی دارد. در ماشین سیاوش قمیشی و داریوش گوش میدهد، فیلمهای خارجی بروز میبیند و بدون حد و مرز سیاسیون را فحشکش میکند اما در رسانه ملیاش آن نامها ممنوعهاند، سینما فقط باید مجوزدار باشد و انتقاد از مقامات یک تابو است. همین چیزهای کوچک و درشت باعث شده یک فاصله عمیق بین زندگی واقعی و چیزی که از ما در رسانههای رسمی نشان داده میشود، بوجود بیاید. آخرین موردش هم همین تیم ملی است. یک نفر با کینه از سرمربی آن را دوست ندارد، یک نفر به دلایل شخصی منتظر باخت آن است و یکی هم بخاطر عقاید سیاسی آن را میپرستد؛ ربطش به زندگی مخفی هم دشمن شناخته شدن توسط یک انسان کوچک تریبون گرفته است.
بگذارید رک بگویم؛ من از محمدحسین میثاقی با بندبند وجودم متنفرم. او یک مجری توانمند با عقاید مشمئزکننده است که من روزی بخاطر صفت اول دوست داشتم او را ببینم و معاشرت داشته باشم اما بخاطر بخش دوم، هر ثانیه در انتظار ذلتش هستم. چون او هم یکی از همینهاست که آب دیده و ماهرانه در آن شنا میکند. برای عالم و آدم حکم میدهد و حالا زباندرازیاش به فحاشی آلوده شده. متنفرم از اینکه یکی در تریبون عمومی بر سر من و عقایدم عربده بکشد و من در خاک خودم نتوانم جواب یک مفتخور را بدهم و غریبه تلقی شوم. حالم به هم میخورد که یک نفر تیم یک کشور را مصادره کند و کارش بشود شب و روز ایجاد تنفر برای یک نفر با عقیده متفاوت. بابت این تکصدایی حالت تهوع به من دست میدهد. اینکه یک نفر لپش پر از عصاره بالادستیاش باشد تا آن صندلی از دست نرود، چندشم میشود. از اینکه یک نفر در تک تک دقایق آنتن زندهاش با یاوهگویی من را در خانه عصبی کند. خلاصهاش را همان اول گفتم؛ من با تک تک سلولهایم از میثاقی و هر کسی که من را در این خاک غریبه میکند متنفرم.
کاش یک نفر آدم درست پیدا شود و به فکر این تنفر باشد. یکی که مثل میثاقی یا هر کسی در آن تلویزیون خراب شده، هیزم در این نفرت من نریزد. به اندازه کافی عصبی هستیم. بیشترش نکند. نیست. نیست. نیست.
امضا: محفوظ
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید